آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
305
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
جسم و مقدس كشور اگزامپايوس « 1 » ، كه هرودوت نقل كرده است ، ( كتاب 4 ، بند 81 ) هر چند افسانه است ، ولى نشان مىدهد ، كه در زمان او سكوتهاى « 2 » ساكن ممالك مجاور درياى سياه نظير اين طريقه را براى شماره سكنه به كار ميبردهاند . در قسمتهاى گمشده اوستاى ساسانى و در تفاسير پهلوى آنها ، كه همچنين مفقود است « 3 » ، اشارات بسيار بامور لشگرى موجود بوده است . در قسمتهاى مذكور راجع بجنگ دفاعى از سرحدات و راندن اقوام بيگانه « 4 » و گرفتن سيورسات از طرف جنگيان در حال حركت « 5 » و غيره مطالبى مندرج بوده است . در نسكى كه موسوم به دزد سر نزد بوده ، يك فصل تمام بنام ارتشتارستان « 6 » وجود داشته ، كه از جنگ و سپاه بحث مىكرده است ايرانيان به اين دو مسئله اهميت ميدادند ، زيرا مىگفتند « اضمحلال گرگهاى دو پا مقدم بر معدوم كردن گرگهاى چهارپا است » . اين باب شامل تفصيلاتى بوده است راجع بقواى زرهدار و بىزره و مقام رؤساى لشگر و ساير افسران و عدهء افواجى ، كه به نسبت درجهء افسران در تحت فرماندهى آنان قرار داشتند و جيرهء افسران و ساز و برگ سربازان و آذوقه آنها و عليق اسبان و نظائر آن . در زمان صلح اسلحه و ادوات جنگى را در مخازن ( انبارگ ) و در قورخانه ( گنج ) انبار مىكردند و ايران انبارگبذ « 7 » موظف بود ، كه در تنظيم اسلحه تحويلى چنان مراقبت كند ، كه هنگام لزوم در اندك زمانى تسليم سرباز شود . سربازان پس از ختم جنگ اشياء را پس ميدادند . « 8 » اسبان لشگر را مواظبت و تيمار مخصوصى مىكردند . ستور پزشك ( بيطار ) از اشخاص مهم بشمار مىرفت و بوسيله
--> ( 1 ) - Exampaios ( 2 ) - Scythes ( 3 ) - ر ك بالاتر ص 73 و 163 . ( 4 ) - دينكرد ، كتاب هشتم ، فصل 37 ، فقره 50 . ( 5 ) - ايضا كتاب هشتم ، فصل 22 ، فقره 6 . ( 6 ) - ايضا كتاب هشتم ، فصل 26 . ( 7 ) - ر ك بالاتر ص 127 . ( 8 ) - دينكرد ، كتاب هشتم ، فصل 26 ، فقره 47 .